|
|
|
|
|
زندگی قصه مرد یخ فروشی است که از او پرسیدند: فروختنی ؟ گفت : نخریدند تمام شد.
************* وقتی نمی تونی فریاد بزنی ناله نکن!! خاموش باش قرن ها نالیدن به کجا انجامید؟؟ تو محکومی به زندگی کردن تا شاهد مرگ آرزوهای خودت باشی . دکتر علی شریعتی ************** دنیا گذرگاهی است میان آنچه که اندیشیده ایم و آنچه کرده ایم دریغ که اندیشه ها بیش از کرده هاست این لعن تاریخ است بر انسانی که خواست اما نشد ************* برادرم تو را دوست دارم هر که می خواهی باش خواه در کلیسایت نیاش کنی خواه در معبد و یا در مسجد من و تو فرزندان یک آیین هستیم زیرا راههای گوناگون بین انگشتان دست دوست داشتنی "یگانه برتر" هستند همان دستی که سوی همگان دراز شده و همه آرزومندان دست یافتن به همه چیز را رسایی و بالندگی جان می بخشد
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت 5:28 بعد از ظهر توسط حمید علی پور
|
|
||